رضا رحمتى / عبد الحسين بينش
43
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)
آنگاه كه عمر درگذشت ، خلافت را در گروهى قرار داد كه به گمان او من هم يكى از آنان بودم . خدايا از تو يارى مىجويم دربارهء اين شورا ، در كدام زمان حقّانيت من مورد شك بود ؟ آيا آنگاه كه با ابوبكر بودم ، كه اينها مرا ( در اين شورا ) همرديف اين افراد قرار دادند ؟ ! پس من ناچار با آنان موافقت كردم ( و در شورا شركت جستم ) ولى عضوى از اعضاى آن ، [ طلحه يا سعد ] روى كينهاى كه با من داشت ، به ديگرى تمايل پيدا كرد و فرد ديگر [ عبدالرحمن ] به خاطر دامادى عثمان ، او را انتخاب كرد . « 1 » موضع اميرمؤمنان عليه السلام در برابر عثمان از آنجا كه اميرمؤمنان عليه السلام در فكر پايدارى و بقاء جامعهء اسلامى به سر مىبرد و از هرگونه تزلزلى در اركان آن به شدت نگران بود ، هرگاه رفتارى ناعادلانه از عثمان مىديد ، وى را نصيحت مىكرد . آن حضرت وقتى عثمان تصميم گرفت « عمار ياسر » صحابى بزرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را تبعيد كند ، به او اعتراض كرد و مانع از تبعيد عمار شد . « 2 » همچنين هنگامى كه « وليد بن عقبة » حاكم عثمان در كوفه ، شراب خورد و عثمان گفت چه كسى حاضر است او را حد بزند ؟ تنها اميرمؤمنان عليه السلام از ميان مردم برخاست و حدّ خدا را بر وى جارى كرد . « 3 »
--> ( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 30 . ( 2 ) - الغدير ، ج 9 ، ص 19 . ( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 165 .